Menu

غزل شماره ۲۹۱

287

۱- دارای جهان نصرت دین خسرو کامل
یحیی بن مظفر ملک عالم عادل
۲- ای درگه اسلام پناه تو گشاده
بر روی زمین روزنه جان و در دل
۳- تعظیم تو بر جان و خرد واجب و لازم
انعام تو بر کون و مکان فایض و شامل
۴- روز ازل از کلک تو یک قطره سیاهی
بر روی مه افتاد که شد حل مسائل
۵- خورشید چو آن خال سیه دید به دل گفت
ای کاش که من بودمی آن هندوی مقبل
۶- شاها فلک از بزم تو در رقص و سماع است
دست طرب از دامن این زمزمه مگسل
۷- می نوش و جهان بخش که از زلف کمندت
شد گردن بدخواه گرفتار سلاسل
۸- دور فلکی یک سره بر مَنَهجِ عدل است
خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل
۹- حافظ قلم شاه جهان مقسم رزق است
از بهر معیشت مکن اندیشه باطل

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *