Menu

غزل شماره ۲۹۴

290

۱- هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
هر کو شنید گفتا لِلّه دَرُّ قائل
۲- تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
جانم بسوخت آخر در کسب این فضایل
۳- حلّاج بر سر دار این نکته خوش سراید
از شافعی نپرسند امثال این مسائل
۴- گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم
گفت آن زمان که نبوَد جان در میانه حائل
۵- دل داده ام به یاری، شوخی، کشی، نگاری
مرضیّهُ السّجایا ، محمودهُ الخصایل
۶- در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستت
و اکنون شدم به مستان چون ابروی تو مایل
۷- از آب دیده صد ره طوفان نوح دیدم
وز لوح سینه هرگز نقشت نگشت زایل
۸- ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است
یا رب ببینم آن را در گردنت حمایل

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *