Menu

غزل شماره ۲۹۸

294

۱- عاشق روی جوانی خوش نوخاسته ام
وز خدا شادی این غم به دعا خواسته ام
۲- عاشق و رند و نظربازم و میگویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام
۳- شرمم از خرقه آلوده خود میآید
که بر آن وصله به صد شعبده پیراسته ام
۴- خوش بسوز از غمش ای شمع که امشب من نیز
به همین کار کمربسته و برخاسته ام
۵- با چنین خبرتم از دست بشد صرفه کار
در غم افزوده ام آنچ از دل و جان کاسته ام
۶- همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا
بو که در بر کشد آن دلبر نوخاسته ام

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *