Menu

این جوان کیست؟

این-جوان-کیست؟

این جوان کیست که هر روز سلام تو کند

چشم در چشم تو و نامه به نام تو کند

 

سر راه تو شود سبز و به اصرار تمام

رخنه پیوسته در اندیشه ی خام تو کند

 

روی خوش دیده مگر از تو و خوی خوش تو

که به تدریج می عشق به جام تو کند

 

تو نگفتی که به غیر از تو کسی نیست مرا

دیگری پا، ز چه در کفش غلام تو کند

 

آه اگر بر سر راه تو نهد دام فریب

وای اگر دل چو من خسته به دام تو کند

 

تو سرافکنده و او سر به فلک می ساید

گر تواند که شبی باده به کام تو کند

 

می تپد در قفس سینه ی دل از شوق وصال

تا کی آزاد شود روی به بام تو کند

 

جان نثار قدمش ساز «جلالی» که در او

اثری گر کند این حسن ختام تو کند

 

یزد ۱۳۴۵/۱۰/۲۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *