Menu

غزل شماره ۳۰۶

302

۱- سالها پیروی مذهب رندان کردم
تا به فتوای خرد حرص به زندان کردم
۲- من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه
قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم
۳- سایه یی بر دل ریشم فکن ای گنج مراد
که من این خانه به سودای تو ویران کردم
۴- توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون
می گزم لب که چرا گوش به نادان کردم
۵- از خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم
۶- نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست
آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم
۷- دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع
گر چه دربانی میخانه فراوان کردم
۸- این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت
اجر صبریست که در کلبه احزان کردم
۹- صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
۱۰- گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجب
سالها بندگی صاحب دیوان کردم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *