Menu

غزل شماره ۳۰۸

304

۱- هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدُم
هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدُم
۲- شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا
بر منتهای همت خود کامران شدم
۳- ای گلبن جوان بر دولت بخور که من
در سایه تو بلبل باغ جهان شدم
۴- اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود
در مکتب غم تو چنین نکته دان شدم
۵- قسمت حوالتم به خرابات میکند
چندان که این چنین شدم و آنچنان شدم
۶- زآن روز بر دلم در معنی گشوده شد
کز ساکنان درگه پیر مغان شدم
۷- در شاهراه دولت سرمد به تختِ بخت
با جام می به کام دل دوستان شدم
۸- از آن زمان که فتنه چشمت به من رسید
ایمن ز شرّ فتنه آخرزمان شدم
۹- من پیر سال و ماه نیم یار بی وفاست
بر من چو عمر میگذرد پیر از آن شدم
۱۰- دوشم نوید داد عنایت که حافظا
بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم

۲ دیدگاه

  1. با سلام
    بیتِ : اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود…در مکتب غم تو چنین نکته دان شدم همانطور که در نسخ قدیمی آمده به این صورت است که : اول ز حرف و صوت وجودم خبر نبود … در مکتب غم تو چنین نکته دان شدم…که با توجه به اشعار دیگر نظیر مصرع گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش حافظ اصواتی میشنیده که سایرین نمی شنیدند امروزه بیماری طولانی مدت افسردگی منجر به شنیدن اصواتی می شود در جای دیگر شاعر آورده که دردم نهفته به ز طبیبان مدعی … باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند که در مجموع بیت مذکور حرف و صوت که حتی در نسخ قدیمی آمده درست‌تر از تحت و فوق هست .

  2. با سلام از آنجا که پزشک هستم وظيفه دیدم نکته ای را عرض کنم اگر بیمار افسردگی شدید داشته باشد که وارد مرحله سایکوز( توهم شنوایی) بشود توانایی های مغزی مثل خلاقیت شاعری خیلی جلوتر از بین می‌رود. رؤیای رسولانه به جهت عملکرد طبیعی مغز قابل قبول است بین غم و ملال تا انواع بیماری افسردگی تفاوت بسیار است

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *