Menu

غزل شماره ۳۳۲

327

۱- من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
۲- من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها
توبه از می وقت گل، دیوانه باشم گر کنم
۳- عشق دردانه ست و من غوّاص و دریا میکده
سر فروبردم در اینجا تا کجا سر برکنم
۴- لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق
داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم؟
۵- من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنجها
کی نظر در فیض خورشید بلنداختر کنم
۶- چون صبا مجموعه گل را به آب لطف شست
کج دلم خوان گر نظر بر صفحه دفتر کنم
۷- عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار
عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم
۸- گر چه گردآلود فقرم شرم باد از همّتم
گر به آبِ چشمهِ خورشید دامن تر کنم
۹- عاشقان را گر در آتش میپسندد لطف دوست
تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنم
۱۰- دوش لعلش عشوه یی میداد حافظ را ولی
من نه آنم کز وی این افسانه ها باور کنم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *