| ۱- | من ترک عشق و شاهد و ساغر نمیکنم |
| صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم | |
| ۲- | باغ بهشت و سایه طوبی و قصر حور |
| با خاک کوی دوست برابر نمیکنم | |
| ۳- | تلقین درس اهل نظر یک اشارت است |
| گفتم کنایتی و مکرّر نمیکنم | |
| ۴- | هرگز نمی شود ز سِر خود خبر مرا |
| تا در میان میکده سر بر نمی کنم | |
| ۵- | شیخم به طیره گفت برو ترک عشق کن |
| محتاج جنگ نیست برادر نمیکنم | |
| ۶- | پیر مغان حکایت معقول می کند |
| معذورم ار محال تو باور نمی کنم | |
| ۷- | این تقویم تمام که با شاهدان شهر |
| ناز و کِرشمه بر سر منبر نمی کنم | |
| ۸- | حافظ جناب پیر مغان جای دولت است |
| من ترک خاک بوسی این در نمی کنم |
