Menu

غزل شماره ۳۴۶

341

۱- گر ازین منزل ویران به سوی خانه روم
دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم
۲- زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم
نذر کردم که هم از راه به میخانه روم
۳- تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک
به در صومعه با بربط و پیمانه روم
۴- آشنایان ره عشق گرم خون بخورند
ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم
۵- بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار
چند و چند از پی کام دل دیوانه روم
۶- گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز
سجده شکر کنم وز پی شکرانه روم
۷- خرم آن دم که چو حافظ به تولّای وزیر
سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *