Menu

غزل شماره ۳۵۳

348

۱- فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
که حرام است می آن جا که نه یار است ندیم
۲- چاک خواهم زدن این دلق ریایی چه کنم
روح را صحبت ناجنس عذابی است الیم
۳- تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من
سالها شد که منم بر در میخانه مقیم
۴- مگرش خدمت دیرین من از یاد برفت
ای نسیم سحری یاد دهش عهد قدیم
۵- بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذری
سر برآرد ز گلم رقص کنان عظم رمیم
۶- دلبر از ما به صد امیّد ستد اوّل دل
ظاهراً عهد فرامش نکند خلق کریم
۷- غنچه گو تنگ دل از کار فروبسته مباش
کز دم صبح مدد یابی و انفاس نسیم
۸- فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود بِه به مداوای حکیم
۹- گوهر معرفت اندوز که با خود ببری
که نصیب دگران است نصاب زر و سیم
۱۰- دام سخت است مگر یار شود لطف خدا
ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
۱۱- حافظ ار سیم و زرت نیست چه شد شاکر باش
چه به از دولت لطف سخن و طبع سلیم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *