نگهش جانب او بود و دلش با ما بود
این ز رخسار بر افروخته اش پیدا بود
دست در دست کسی داشت که در حصنش بود
پای به پای وی و در حالت استغنا بود
آن زمانی که منش عاشق شیدا بودم
میهماندار خوش اندام هواپیما بود
صبح تهران و سر ظهر اروپا و غروب
احتمالاً به سفر در ره امریکا بود
دختری شوخ و دل آرا و خوش اندام و لوند
وصف او مختصراً عرض کنم : زیبا بود
مدّتی بود که هر هفته دو شب خوش بودیم
مایه ی خوش دلی از اوّل شب مینا بود
آخرالامر بشد آن چه نبایست و برفت
شرح آن را ندهم چون تف سر بالا بود
پس از آن تاجر دلداده ای و عقد و نکاح
کودکی یک دو سه هم حاصل این سودا بود
امشبش باز «جلالی» سر شب دیدم و او
گر چه با همسر خود بود ولی تنها بود
یزد ۱۳۶۰/۱۱/۱۲
