Menu

دیدار دوباره

دیدار-دوباره

نگهش جانب او بود و دلش با ما بود

این ز رخسار بر افروخته اش پیدا بود

 

دست در دست کسی داشت که در حصنش بود

پای به پای وی و در حالت استغنا بود

 

آن زمانی که منش عاشق شیدا بودم

میهماندار خوش اندام هواپیما بود

 

صبح تهران و سر ظهر اروپا و غروب

احتمالاً به سفر در ره امریکا بود

 

دختری شوخ و دل آرا و خوش اندام و لوند

وصف او مختصراً عرض کنم : زیبا بود

 

مدّتی بود که هر هفته دو شب خوش بودیم

مایه ی خوش دلی از اوّل شب مینا بود

 

آخرالامر بشد آن چه نبایست و برفت

شرح آن را ندهم چون تف سر بالا بود

 

پس از آن تاجر دلداده ای و عقد و نکاح

کودکی یک دو سه هم حاصل این سودا بود

 

امشبش باز «جلالی» سر شب دیدم و او

گر چه با همسر خود بود ولی تنها بود

 

یزد ۱۳۶۰/۱۱/۱۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *