Menu

غزل شماره ۳۶۵

360

۱- سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم
که من نسیم حیات از پیاله میجویم
۲- عبوس زهد به وجه خمار ننشیند
مرید فرقه دردی کشان خوش خویم
۳- شدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوست
کشید در خم چوگان خویش چون گویم
۴- گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید
کدام در بزنم؟ چاره از کجا جویم؟
۵- مکن درین چمنم سرزنش به خودرویی
چنان که پرورشم میدهند میرویم
۶- تو خانقاه و خرابات در میانه مبین
خدا گواه که هر جا که هست با اویم
۷- غبار راه طلب کیمیای بهروزیست
غلام دولت آن خاک عنبرین بویم
۸- ز شوق نرگس مست بلند بالایی
چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم
۹- بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک
غبار زرق به فیض قدح فرو شویم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *