Menu

غزل شماره ۳۷۱

366

۱- یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
وان سهی سرو روان را به چمن بازرسان
۲- بخت پژمرده ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
۳- ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند
یار مه روی مرا نیز به من بازرسان
۴- دیده ها در طلب لعل یمانی خون شد
یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان
۵- برو ای طایر میمون همایون آثار
پیش عنقا سخن زاغ و زَغن بازرسان
۶- سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان
۷- آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب
به مرادش، ز غریبی به وطن بازرسان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *