Menu

غزل شماره ۳۹۳

393ok

۱- ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
خورشید سایه پرور طرف کلاه تو
۲- نرگس کرشمه می برد از حد برون خرام
ای جان فدای شیوه چشم سیاه تو
۳- خونم بخور که هیچ ملک با چنین جمال
از دل نیایدش که نویسد گناه تو
۴- آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی
زآن شد کنار دیده و دل تکیه گاه تو
۵- با هر ستاره یی سر و کارست هر شبم
از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو
۶- یاران همنشین همه از هم جدا شدند
ماییم و آستانه دولت پناه تو
۷- حافظ طمع مبر ز عنایت که عاقبت
آتش زند به خرمن غم دود آه تو