Menu

غزل شماره ۴۰۴

399

۱- ناگهان پرده برانداخته یی یعنی چه؟
مست از خانه برون تاخته یی یعنی چه؟
۲- زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه در ساخته یی یعنی چه
۳- شاه خوبانی و منظور گدایان شده یی
قدر این مرتبه نشناخته یی یعنی چه
۴- نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی
بازم از پای درانداخته یی یعنی چه
۵- سخنت رمز دهان گفت و کمر سرّ میان
وز میان تیغ به ما آخته یی یعنی چه
۶- هر کس از مُهره مِهر تو، به نقشی مشغول
عاقبت با همه کج باخته یی یعنی چه
۷- حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار
خانه از غیر نپرداخته یی یعنی چه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *