Menu

غزل شماره ۴۰۷

400

۱- دامن کشان همیشد در شرب زرکشیده
صد ماه رو ز رشکش جِیبِ قَصَب دریده
۲- از تابِ آتشِ مِی بر گِردِ عارضش خوی
چون قطره های شبنم بر برگ گل چکیده
۳- لفظی فصیح، شیرین، قدّی بلند،چابک
رویی لطیف، دل کش، چشمی خوشِ کشیده
۴- یاقوت جان فزایش از آب لطف زاده
شمشاد خوش خرامش در ناز پروریده
۵- آن لعل دل کشش بین و آن خنده دل آشوب
وآن رفتن خوشش بین و آن گام آرمیده
۶- آن آهوی سیه چشم از دام ما برون شد
یاران چه چاره سازم با این دل رمیده
۷- زنهار تا توانی اهل نظر میازار
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده
۸- تا کی کشم عتابت زان چشم نیم خوابت
روزی کرشمه یی کن ای یار برگزیده
۹- بس شکر بازگویم در بندگی خواجه
گر اوفتد به دستم آن میوه رسیده
۱۰- گر خاطر شریفت رنجیده شد ز حافظ
بازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *