Menu

غزل شماره ۴۱۶

409

۱- مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی
پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی
۲- وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید
مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی
۳- شد حلقه قامت من، تا بعد از این رقیبت
زین در، دگر نراند، ما را به هیچ بابی
۴- در انتظار رویت، ما و امیدواری
در عشوه وصالت، ما و خیال و خوابی
۵- مخمور آن دو چشمم، آیا کجاست جامی
بیمار آن دو لعلم، آخر کم از جوابی
۶- حافظ چه مینهی تو، دل در خیال خوبان
کی تشنه سیر گردد، از لمعه سرابی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *