| ۱- | سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی |
| خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی | |
| ۲- | دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است |
| بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی | |
| ۳- | قلم را آن زبان نبود که سرّ عشق گوید باز |
| ورای حدّ تقریر است شرح آرزومندی | |
| ۴- | الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مشغول |
| پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی؟ | |
| ۵- | جهان پیر رعنا را ترحّم در جبلّت نیست |
| ز مهر او چه میپرسی درو همّت چه می بندی | |
| ۶- | همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان حیف است |
| دریغ آن سایه دولت که بر نااهل افکندی | |
| ۷- | درین بازار اگر سودیست با درویش خرسند است |
| خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی | |
| ۸- | به خوبان دل مده حافظ ببین آن بی وفایی را |
| که با خوارزمیان کردند ترکان سمرقندی | |
| ۹- | به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند |
| سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی |
