Menu

غزل شماره ۴۳۰

423

۱- بیا با ما مَوَرز این کینه داری
که حقّ صحبت دیرینه داری
۲- نصیحت گوش کن کاین دُر بسی به
از آن گوهر که در گنجینه داری
۳- به فریاد خُمارِ مُفلِسان رس
خدا را گر مِی دوشینه داری
۴- ولیکن کی نمایی رخ به رندان
تو کز خورشید و مه آیینه داری
۵- بد رندان مگو ای شیخ و هش دار
که با مهر خدایی کینه داری
۶- نمی ترسی ز آه آتشینم
تو دانی خرقه پشمینه داری
۷- ندیدم خوش تر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *