Menu

غزل شماره ۴۴۷

440

۱- رفتم به باغ صبحدمی تا چِنَم گلی
آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی
۲- مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا
و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی
۳- میگشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم
میکردم اندر آن گل و بلبل تأمُّلی
۴- گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق
این را تغیُّری نه و این را تبدُّلی
۵- چون کرد در دلم اثر آواز عندلیب
گشتم چنان که هیچ نماندم تحمّلی
۶- بس گل شکفته میشود این باغ را ولی
کس بی بلای خار نچیدست ازو گلی
۷- حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ
دارد هزار عیب و ندارد تفضُّلی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *