Menu

غزل شماره ۴۴۸

441

۱- این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
وین دفتر بی معنی غرق می ناب اولی
۲- چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم
در کنج خراباتی افتاده خراب اولی
۳- چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی
هم سینه پر آتش به هم دیده پرآب اولی
۴- من حال دل زاهد با خلق نخواهم گفت
این قصّه اگر گویم با چنگ و رباب اولی
۵- تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست
در سر هوس ساقی در دست شراب اولی
۶- از همچو تو دلداری دل برنکنم آری
گر تاب کشم باری زان زلفِ بِتاب اولی
۷- چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی
رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *