| ۱- | سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی |
| دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی | |
| ۲- | چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو |
| ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی | |
| ۳- | زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت |
| صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی | |
| ۴- | سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل |
| شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی؟ | |
| ۵- | در طریق عشق بازی امن و آسایش بلاست |
| ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی | |
| ۶- | اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست |
| رهروی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی | |
| ۷- | آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست |
| عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی | |
| ۸- | خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم |
| کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی* | |
| ۹- | گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق |
| کاندرین دریا نماید هفت دریا شبنمی |

استاد مگه میشه ، ما را از فیض خود محروم نفرمایید ، گنجینه شرح اشعار حافظ که چراغ راه فرزندان ایران زمینست دریغ است که خاموش شود ، باور کنید خیلی ها از استاد شجریان به حافظ رو آوردن و از استاد جلالیان معانی و شرح غزلیات را آموختند ، سپاس دارم از چون شما و پاسداران فرهنگ و ادب ایرانی و فارسی زبانان امید که تجدید تصمیم فرمایید ، اردشیر از گلستان گرگان.
با سلام و تشکر فراوان از جناب دکتر جلالیان گرانقدر
از معنای اشعار حضرت حافظ که درسایت شما مطالعه کردیم، راه زندگیمان روشن شد
همیشه پاینده باشید