Menu

غزل شماره ۴۵۳

446

۱- ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی
۲- قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق
چو شبنمی ست که بر بحر میکشد رقمی
۳- بیا که خرقه من گر چه رهن می کده هاست
ز مال وقف نبینی به نام من درمی
۴- حدیث چون و چرا درد سر دهد ای دل
پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی
۵- طبیب راه نشین درد عشق نشناسد
برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی
۶- دلم گرفت ز سالوس و طبلِ زیر گلیم
به آن که بر در میخانه برکشم عَلَمی
۷- بیا که وقت شناسان دو کون بفروشند
به یک پیاله مِیِ صاف و صحبت صنمی
۸- دوام عیش و تنعُّم نه شیوه عشق است
اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی
۹- نمیکنم گله یی لیک ابر رحمت دوست
به کشتزار جگر تشنگان نداد نمی
۱۰- چرا به یک نی قندش نمیخرند آن کس
که کرد صد شکرافشانی از نی قلمی
۱۱- سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست
جز از دعای شبیّ و نیاز صبحدمی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *