Menu

غزل شماره ۴۵۴

447

۱- َحمَدُ الله عَلی مَعدِلَهِ السُّلطانی
احمد شیخ اویس حسن ایلخانی
۲- خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد
آن که میزیبد اگر جان جهانش خوانی
۳- دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد
مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی
۴- ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند
دولت احمدی و معجزه سبحانی
۵- جلوه بخت تو دل میبرد از شاه و گدا
چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی
۶- برشکن کاکُل تُرکانه که در طالع تُست
بخشش و کوشش خاقانی و چنگِزخانی
۷- گر چه دوریم به یاد تو قدح میگیریم
بُعدِ منزل نبود در سفر روحانی
۸- از گل پارسیم غنچه عیشی نشکفت
حَبَّذا دجلهِ بغداد و می ریحانی
۹- سر عاشق که نه خاک در معشوق بود
کی خلاصش بود از محنت سرگردانی
۱۰- ای نسیم سحری خاکِ دَرِ یار بیار
که کند حافظ ازو دیده دل نورانی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *