Menu

غزل شماره ۴۶۵

458

 

۱- بلبل ز شاخ سرو به گلبانگِ پهلوی
میخواند دوش درسِ مقاماتِ معنوی
۲- یعنی بیا که آتش موسی نمود گل
تا از درخت نکتهِ توحید بشنوی
۳- مرغانِ باغ قافیه سنجند و بذله گوی
تا خواجه می خورد به غزلهای پهلوی
۴- جمشید جز حکایت جام از جهان نبرد
زنهار دل مبند بر اسباب دنیوی
۵- این قصّه عجب شنو از بخت واژگون
ما را بکشت یار به انفاسِ عیسوی
۶- خوش وقت بوریا و گدایی و خواب اَمن
کاین عیش نیست درخور اورنگ خسروی
۷- چشمت به غمزه خانه مردم سیاه کرد
مخموریت مباد که خوش مست میروی
۸- دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر
کای نور چشم من بجز از کشته ندروی
۹- ساقی مگر وظیفه حافظ زیاده داد
کاشفته گشت طرّه دستار مولوی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *