Menu

چرا؟

چرا؟

چرا ای نازنین از در نیاری در سری دیگر

چرا بیرون روی از خانه اما از دری دیگر

 

چرا چندیست با هم سن و سالانت نمی جوشی

که تا بر پا کنی شیرین من شور و شری دیگر

 

چرا حالا چراغ خواب روشن می کنی شب ها

مگر داری به بستر تازگی هم بستری دیگر

 

چرا کوتاه کردی موی خود را حیف از آن موها

که دادی ای تو کافر کیش دست کافری دیگر

 

چرا در پا کنی کفش بلند ای سرو قد من

چرا بر پا کنی اندر قیامت محشری دیگر

 

چه دردی داشتی آخر که شوهر بود درمانش

چه دردی بدتر از این چون نگیری دلبری دیگر

 

چنان سوزانیم در آتش بی اعتنایی ها

که از من جا نمی ماند به جز خاکستری دیگر

 

«جلالی» باده خواران باده می نوشند روز و شب

از این پیمانه گر ممکن نشد از ساغری دیگر

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *