Menu

کتابی

کتابی

شنیدم ایرج شیرین سخن گفت

که خوش باشد کتابی با کتابی

 

از آن خوش تر کتاب اندر کناری

کنار دختری زیبا کتابی

 

کتاب دست را بگذار تا هست

به دست یار بی پروا کتابی

 

که آن فرقی که بین شیر و شیر است

بود بین کتابی با کتابی

 

ولی افسوس و واویلا که نبود

کنون در دسترس ما را کتابی

 

سه سال و هفت ماه و چهار روز است

ندیده کس به دست ما کتابی

 

کنار جفت باید خفت و افسوس

کنار لاکتابی لاکتابی

 

جلالی هر کتابی هست بفروش

نمی خواهم کتاب الا کتابی

 

یزد ۱۳۶۱/۶/۲۶

استقبال از بیت: در این دنیا به از آن جا نیابی – که باشد یک کتاب و یک کتابی. مرحوم ایرج در عارف نامه او

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *