شنیدم ایرج شیرین سخن گفت
که خوش باشد کتابی با کتابی
از آن خوش تر کتاب اندر کناری
کنار دختری زیبا کتابی
کتاب دست را بگذار تا هست
به دست یار بی پروا کتابی
که آن فرقی که بین شیر و شیر است
بود بین کتابی با کتابی
ولی افسوس و واویلا که نبود
کنون در دسترس ما را کتابی
سه سال و هفت ماه و چهار روز است
ندیده کس به دست ما کتابی
کنار جفت باید خفت و افسوس
کنار لاکتابی لاکتابی
جلالی هر کتابی هست بفروش
نمی خواهم کتاب الا کتابی
یزد ۱۳۶۱/۶/۲۶
استقبال از بیت: در این دنیا به از آن جا نیابی – که باشد یک کتاب و یک کتابی. مرحوم ایرج در عارف نامه او
