Menu

دو دوست

دو-دوست

قطعه ی زیر در ۱۳۶۲/۸/۱۰ برای (بقا) که پیوسته در سیر و سفر و سیاحت هستند سروده و ارسال شد:

خدا داده از لطف ما را دو دوست

دهم شرح احوالشان مختصر

 

یکی هست دکتر وزیری راد

دو دیگر بقا شاعر نامور

 

به تعداد هر چند باشد قلیل

کثیرند هر یک به نحوی دگر

 

وزیری است مردی کثیرالکلام

بقا رادمردی کثیرالسفر

 

ایشان هم پاسخی به شرح زیر ارسال داشتند که در ۱۳۶۲/۸/۱۷ برای آقای دکتر وزیری پست شده بود.

(جلالی)بگفتی دو یار تواند

کثیرالکلام و کثیرالسّفر

 

تو خود نیز هستی ز اشعار نغز

قلیل الکلامی کثیرالهنر

 

مرا کشته عمر بی حاصل است

کثیر و قلیلش بود بی ثمر

 

کسی گوی دولت ربود ای عزیز

که کرد از کم و بیش دنیا حذر

 

رها کن کثیر و قلیل جهان

رها کردگانند آسوده تر

 

اگر شد وزیری کثیرالکلام

ز گفتار او می تراود شکر

 

هنر چون پری چهره سیمای خویش

ز روزن نماید چو بندیش در

 

صدف چون که پُر دُر شود لاجرم

گشاید دهان را و بخشد گهر

 

سخندان دانا نبندد زبان

که در سینه ی اوست گنج گهر

 

(وزیری)اگر گفتگو سر کند

تو از شهد گفتار او بهره بر

 

بقا گر کثیرالسفر گشته است

به سوی حقیقت بود راهبر

 

به قرآن خدا گفت: سیر و بارض

بر این گفته فرما به عبرت نظر

 

به دنبال گمگشته ای روز و شب

شدم همچو خورشید و مه در بدر

 

پی جستجوی حقیقت چو باد

به اقصای عالم نمودم گذر

 

دریغا ز گم کرده ی خویشتن

ندیدم نشانی در این رهگذر

 

تو گویی حقیقت به دوران ما

سفر کرد و رفته است جای دگر

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *