Menu

پدر داماد – عیال کهن

پدر-داماد---عیال-کهن

برای دوست شاعر (بقا) سفری به امریکا پیش آمد ایشان گفتند قصدم آوردن یکی از فرزندانم که فارغ التحصیل رشته ی مهندسی ساختمان شده اند به منظور داماد کردن او می باشد.شعر زیر بدین مناسبت سروده و برای ایشان ارسال شد.

پدر داماد

 

شنیده ام که (بقا) می کند پسر داماد

رود به غرب که آرد ز باختر داماد

 

چه کار خوب و پسندیده ای بود که کند

پسر کنار خود و زیر بال و پر داماد

 

پدر خمیده شود بشنود که در غربت

به حکم دل شودش پاره جگر داماد

 

نموده ظلم بزرگی به مادر و پدرش

به غربت ار پسری گشت بی خبر داماد

 

(بقا)به لطف خداوند باشدت سه پسر

که در کنار تو گردند سر به سر داماد

 

نصیحتی است مرا با تو از ره اخلاص

به شرط آن که پذیریش ای پدر داماد

 

(شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست)

به شرط آن که شود با پسر پدر داماد

 

چه بهتر است شوی تا (بقا) بود باقی

هنوز قوّت ته مانده کمر داماد

 

یزد ۱۳۶۲/۹/۳

این هم پاسخ (بقا) زیر عنوان عیال کهن که انتشار آن در این جا یقیناً کار بزرگی به دست شاعر خواهد داد!

عیال کهن

 

شب زفاف بگفتی چو روز پادشهی است

به شرط آن که شود با پسر پدر داماد

 

نهد چو دست پسر را به دست تازه عروس

پدر شود به سراپرده ی دگر داماد

 

مرا دلی است خریدار عشق و می خواهد

به هر بهانه شوم هر چه بیشتر داماد

 

به پیش چشم غضبناک مادر سه پسر

بگو چگونه توان گشت بی خطر داماد

 

مگر که مادر داماد نشنود ورنه

پدر در آورد آن مادر از پدر داماد

 

سخن درست بگویم نمی توانم شد

ز ترس مادر و فرزند نرّه خر داماد

 

به جای همسر نو به که با عیال کهن

به خانه رفته شوم با دو چشم تر داماد!

 

تو را زنی است شکیبا و فارغ البالی

توان شدن پی ایثار سیم و زر داماد

 

ولی از آن نگرانم که در نبرد وصال

خوری شکست و بری آبروی هر داماد

 

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *