Menu

شلوار تنگ

شلوار-تنگ

این هم شعری زیر عنوان (شلوار تنگ) که مضمون آن در سفر مشهد به خاطر رسید و به پاداش! پذیرایی های گرم و صمیمانه ای که دوست گران قدرم بقا از من و همسرم نمودند به عنوان نمک ناشناسی و برحسب مطایبه با سوء استفاده از خلق و مشرب متین و سنگین سرور عزیزم جناب آقای باقرزاده سروده شد.

شنیده ام ز سفر باز گشته ای به (بقا)

به رسم هدیه دو شلوار داد و تنگش بود

 

بقا چو دید بلا استفاده است آن را

به عمرو و زید ببخشید و عذر رنگش بود

 

ولی ز فرط گشادی کسی از او نگرفت

ز ترس آن که در او گم شود درنگش بود

 

به یادش آمد آخر که (مجتهدزاده)

بزرگ مرد سمین یار شوخ و شنگش بود

 

پس آن دو را بفرستاد نزد آن استاد

که یار و همسفر و همدم فرنگش بود

 

چو اوستاد بپوشید کَند و دور افکند

که از تصاحب مال گشاد ننگش بود

 

مقام قطر کمر بین که بهر آن استاد

گشاد بود و بقا آن گشاد تنگش بود مشهد

 

مشهد ۱۳۶۴/۷/۱۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *