Menu

پیشگفتار

در سال ۱۳۸۸ و در سنین هشتاد و یک سالگی،تصور بر این بود که در طیّ پله های سنی به پلّه آخر نزدیک شده و آن جلد سوم ، آخرین آنها خواهد بود.لیکن (ما را به سخت جانی این گمان نبود)و اینک در این دفتر سروده هایی به نام پله های سنگی جلد چهارم در معرض دید همگان برای نقد و اظهار نظر قرار خواهد گرفت.

از ارباب فضل  و کمال و اهل ادب خواهشمند است چنانچه سستی و منقصتی مشاهده فرمودند این ناتوان را آگاه و مشمول الطاف و عنایات خویش گردانند.

دکتر عبدالحسین جلالیان

(جلالی)

آذرماه۱۳۹۰

 

و تو ، ای خواننده محترم:

در شعــر هــوادار معانـی و بیان باش

پیوسته طرفدار غزل های روان باش

 

اوزان و بحورند چنان جسم و سخن جان

هم کوش به حفظ تن و هم حافظ جان باش

 

گر تشنه ای از آب گل آلود بپرهیز

گنداب تو را افکند از پا نگران باش

 

فی الجمله ز اَطناب و ز تعقید بپرهیز

هم صحبت مردم شده ز ابناء زمان باش

 

خوش می شنود الکن و در مجمع گنگان

در طرز سخن ساده و شفاف زبان باش

 

غربال گِر ماهر ایّام به کار است

می کوش کنارت نزند چرخ و میان باش

 

یک پیر جهاندیده به من گفت : (جلالی)

گر عطر نئی محفظه عطرفشان باش

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *