Menu

دام وحشی عشق

 

گر مست به دست جام گیرد

ازجام مدام کام گیرد

 

ماراست مهی که مست مست است

مستی که مدام جام گیرد

 

در جمع بود به حال لبخند

روجانب خاص و عام گیرد

 

چشمی که به روی ماهش افتد

سرچشمه فیض، نام گیرد

 

گر ماه نظر کند به سویش

از شرم، رخش تمام گیرد

 

من عاشق و جانفدای اویم

او کمترم از غلام گیرد

 

احساس خلاف عقل و درسر

جادر بر مغز خام گیرد

 

عشق است ولی چو دام وحشی

باید خردش لگام گیرد

 

من دارم و بخشمش (جلالی)

ارزانی آنکه دام گیرد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *