Menu

تنگ و گشاد

تَنگ-و-گُشاد



شاگرد پیناسوم پِرِشو، هِی فِس و فِس کِرد

گفت مُنده شدم، رَف تویِ حوضخونه نشِس کرد

 

وَختی که فَمید سیلی و تیپا توی کارَه

شد زَرد کُپ سُرخش و زیجمیه نَجِس کِرد

 

گفتم برو پشم و پُتِ کَلَت را کوتا کن

رَف فوری سر و کَلَشا چون بادیه مِس کِرد

 

گفتم شکمت را تو کَش و شکل آدم شو

با تسمه کَمَر، خیکشا جَم کِرد و پِرِس کِرد

 

از ترسِ تیپا، درزِ گشاد تَین شَه، (جلالی)

عَینِ خونه شاگرد که تَس و تیپا را حِس کِرد

 

***

یزد- چهارشنبه ۱۳۹۱/۲/۲۰(جلالی)

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *