Menu

تولد نتیجه دوست

ز (مسعود)،(مسعوده) آمد پدید

که چشمی به دوران به از او ندید

 

ز (مسعوده) هم (نازنین)دختری

بیامد به سان نکو اختری

 

از این (نازنین)باز (باران) رسید

چو باران فصل بهاران رسید

 

سخن راست گویم از او خوبتر

به زیبائی نقش محبوب تر

 

دو چشمم ، چو بر عکس او اوفتاد

ندیده ست و هرگز ندارد یاد

 

دگر تا ز (باران) که آید به بار؟

نباشد (جلالی) در آن روزگار

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *