Menu

فُرجهِ عمر

پدر به روز تولّد گرفت بر دوشم

اَذان به یُمنِ ولادت بخواند در گوشم

 

به خود نیامده بودم که بارِ دیگر رفت

به گوش بانگِ نمازِ وفات و خاموشم

 

فغان که فُرجَهِ ما بینِ یک اذان و نماز

حیات بود و من این نکته شد فراموشم

 

یزد ۱۳۸۹/۸/۲۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *