Menu

(فارسی سره)

با دلی تنگ و تیره کردم روی

به رهی دلگُشا و روشن و شاد

 

تا مگر سینه ام سَبُک گردد

تا مگر دل شود چو گُلَشن و شاد

 

ره سِپُردم برای شادی دل

با تنی خسته و دو پائی لنگ

 

گرچه راه گُشاد پایان یافت

همچنان بود سینه و دل تنگ

 

یزد ۱۳۸۸/۱۱/۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *