Menu

نردبان ایّام

 

باشد این نوعِ بشر، بی شکّ و ریب

در جهان، مخلوق و دست آموز غیب

می رود از نردبانِ روزها

سوی بالا، پای دست آموزها

گردش ایّام اعجاز آور است

مُعجزِ این چرخ ما را باور است

چشم دل بگشای و فردا را ببین

رو بگردان وانگهی ما را ببین

چون رسد فردا، دگر روزی بُوَد

تازهِ امروز دیروزی بُوَد

آنکه عامی بود نامی می شود

عالِم امروز، عامی می شود

باز آید چونکه فردایِ دگر

عالِم و نامیش اُفتد از نظر

نردبان و پلّه ها، بالا برند

سوی بالا، پلّه ها، ما را برند

پلّه های نردبان از هم جداست

پلّه پلّه تا به نزدیک خداست

یزد یکشنبه ۱۳۸۶/۴/۱۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *