Menu

تصرّف خانقاه یزد

 

 

غزل زیر به مناسبت تصرّف خانقاه نعمت الّلهی یزد توسّط مریدان دکتر نوربخش و خلع ید از آقای روشن شاعر پاک ضمیر یزدی (آقای اظهر) سروده شد که کار به دادگستری کشید و آقای روشن وکیلی به نام آقای حُسنی (روحانی اسبق – توده ای سابق – درویش لاحق) را وکیل و پرونده زیر دست قاضی ای بود که می گفتند زرتشتی بوده و حین استخدام دین خود را انکار کرده است . تصرّف خانقاه به سبب حمایت دولت از دار و دسته ی دکتر نوربخش در آن زمان بود که انگیزه ی سیاسی داشت :

 

پیش من حرمت میخانه ز مسجد بیش است

هست بی حرمت اگر خانقه درویش است

 

کسر اسلام بود صوفی و در صدِ فِرَقَش

مخرج مشترک ار هست سبیل و ریش است

 

خانقه خانه وقف است و ز «روشن» بگرفت

«نوربخش» آن که ملبّس به لباس میش است

 

آن شنیدم که شکایت به مجوسی برده است

«روشن» و کاش نمی گفت که دوراندیش است

 

عیب کار آنکه بود حُسنیِ درویش وکیل

آنکه لامذهب و دنباله روِ هر کیش است

 

گو بِهِل خانه ی وقفی تو بدان خانه خراب

که دل از عاقبت کار تو در تشویش است

 

یا که با نرخِ زمان نان خور و کن بیعت او

که رقیب از تو در این راه مسلّم پیش است

 

نشنیدی که یکی شاعر دلسوخته گفت

هر بلایی که به هر کس برسد از خویش است

 

بی غرض گفت  «جلالی» سخنی چند و بود

نوش اگر گوش دلی هست و اِلاّ نیش است

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *