Menu

مسیر تکامل

مسیر-تکامل

بر سر سروی کلاغی کُنج باغ

این سخن می گفت با بچه کلاغ

تا مصون باشی ز شَرِّ هر بشر

هرچه بالاتر نشین در رهگذر

دیدی اَر جنس دوپایی گشت خم

این بدان قصد تو دارد بیش و کم

خَم شده تا سنگ برگیرد ز جا

تا در آرد با زَدن، از پا تُرا

در جوابش گفت فرزند کلاغ

من از این جِنسِ دو پا دارم فراغ

چون به مَحضِ اینکه او را بنگرم

طُرفة العینی ز جایم می پَرَم

شاید او در دست دارد آن زمان

سنگ از بهر زدن بر این و آن

در شگفت آمد کلاغ پیر و گفت

این عقیدت حال نتوانم نهفت:

هست هر فرزند در هر قوم و خویش

بی گمان باهوشتر از نَسلِ پیش

***

یزد ۱۳۸۹/۹/۴

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *