Menu

ای امیرمؤمنان

ای-امیر-مؤمنان

ای امام حیّ دانا، ای علی ای بوتراب

ذات دانایِ توانا ای علی ای بوتراب

 

ای حَصارِ شهر علم حضرت خیر البَشر

مصطفی را، باب اعلی ای علی ای بوتراب

 

ای به تعلیم پیمبر صورتِ اسلام را

چون رسول الله سیما ای علی ای بوتراب

 

ای که از تقوی به پا، از فرش پائین بُرده ای

جسم و جان تا عرش بالا ای علی ای بوتراب

 

همچنان پروانه گِردِ شمع آئین رسول

گشته ای با میل و پروا ای علی ای بوتراب

 

در دل شب دید موسی نورت اندر کوهِ طور

در دل صحرای سینا ای علی ای بوتراب

 

مذهب حق از تو بین مسلمین آغاز شد

هم ز اولاد تو بر پا ای علی ای بوتراب

 

در خلافت در امامت در زمان صلح و جنگ

خادم دینی و دنیا ای علی ای بوتراب

 

کرد در زیر لوای دین خوارج با تو جنگ

هر سری را بود سودا ای علی ای بوتراب

 

لیک بهر دفع آنها مُتفق گشتند و جمع

در رکابت پیر و بُرنا ای علی ای بوتراب

 

فرقـه گمراه و منفورِ خــوارج عاقبت

شد زِ اقدام تو رسوا ای علی ای بوتراب

 

سیم و زر در پیش چشمت خوار و رنگ روشنش

تیره همچون سنگ خارا ای علی ای بوتراب

 

شد به یُمن بینشت ای برده سر در چاهِ غم

یوسف مقصود پیدا ای علی ای بوتراب

 

همسر دخت پیمبر ای امیر مؤمنان

همطراز و شوی زهرا ای علی ای بوتراب

 

غرق عصیانم، نگردد تا به روز رستخیز

این گناه و جرمم اِفشا ای علی ای بوتراب

 

تا ببخشاید گناهانِ (جلالی) را خدا

شافعِ من باش آنجا ای علی ای بوتراب

 

یزد ۱۳۸/۶/۲۶

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *