Menu

درِ اشتباهی

درِ-اشتباهی

مَزَن دَری که در آن خواب، صاحب کَرِ اوست

وَچند دیدهِ خونبار خیره بر دَرِ اوست

 

مخواه تا که شوی همنشین آنکه چو خویش

دروغگوی و دَغلباز و رِند، در بَرِ اوست

 

علی الخصوص دَرِ آنکه جلوه در منبر

کُند مدام و دگر کار، کار دیگر اوست

 

مرو، عَبَث منشین پای وعظ آنکه مدام

گزاف گوید و گوئی تمام باور اوست

 

سَرَش به سجده منافق خم و خدا داند

بر آن زبان چه دروغ و چه فتنه در سَرِ اوست

 

شنو کلام خدا و به گوش جان بسپار

نه از خدا نَشِناسی که عَبدِ کافر اوست

 

زبان چربِ ریاکار نیست مَرهَم زخم

نهان به کام نموده ست و عَین نِشتَرِ اوست

 

مخواه خدمت از اول ز فَردِ خودخواهی

که حرف لا، به تکلّم کلامِ آخر اوست

 

به دُرجِ شعر (جلالی) بخوان نکات مفید

نه رَطب و یابسِ چندی که دَرجِ دفتر اوست

 

یزد ۱۳۸۸/۶/۲۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *