Menu

کابینه دولت زمانه

کابینه-دولِت-زمانه

این آهِ پُر شرار که از سینه می کَشَم

از آتشِ درونیِ دیرینه می کَشم

 

بِشکست و کاش دل شِکَنَم بود آگه از :

رنجی که از شکستن آئینه می کشم

 

یک جمعه سایه بر سرم افکنده است و من

هر روز هفته حسرت آدینه می کشم

 

جَبر زمانه کرده عوض ظاهر مرا

بر شانه، بارِ خِرقه پَشمینه می کشم

 

کابین من چو خرقه گرو رفته است و زین

بیش است محنتی که ز کابینه می کشم

 

بی کینه بود سینه (جلالی) نِگر چه ها

از دولت زمانهِ پُر کینه می کَشم

 

یزد ـ ۱۳۸۸/۱۰/۱۴

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *