غم دنیا و مافیها به دنیادار ارزانی
مصیبت بر گرانجانان کج رفتار ارزانی
می و معشوق و بانگِ رود و چنگ و تار، ما را بس
به زاهد حُجره تنها و تنگ و تار ارزانی
کلاه فقر و طوقِ فخر ما را بر سر و گردن
به شیخ و گردنش تحتُ الحنک، افسار ارزانی
دو دست ما بُوَد بر زلف یار و نارِ لرزانش
به موبد حلقه زُنّار و نور نار ارزانی
خوشا آواز گرم ساقی و میخانه و مُطرب
به عابد انکر الاصواتِ ناهنجار ارزانی
من و آن مورِ خطّ و خال و نوش شهد لبهایش
به پای لَنگِ دنیادار نیش مار ارزانی
بُوَد سر بارِ دوش عارفان، مِحنت در این دنیا
سبکباری به عقبا شان از این سر بار ارزانی
زیارتگاه و مَعبَد فصل گل بر ما گران آید
بهاران بر (جلالی) ساحَـتِ گلزار ارزانی
یزد ـ ۱۳۸۹/۱/۲۲
