Menu

گوش های ناشنوا

آن را که میلِ صحبت رِند و زرنگ نیست

با بی شعور نیز مَجالِ دَرَنگ نیست

 

چـهرِ زُلالِ آینــه را سنــگ بشـکند

دانی چرا؟ چو سخت و سیه دل چو سنگ نیست

 

در فکر جنگ و توطئه با دشمنان مباش

راهِ صلاح، صلح بُوَد، راه جنگ نیست

 

با حُسنِ خُلق،حَقِّ خود از حَلقِ خَلق گیر

حاجت دگر به حمله و حمل تفنگ نیست

 

بر پشت اسبِ صبر و طُمأنینه شو سوار

کاین مرکبی بُوَد که روانست و لنگ نیست

 

چون عارفان به یُمن خرد شو گره گشا

بر عارفان به هیچ زمان فرجه تنگ نیست

 

امروزه شَهدِ پند به حَلقی نمی رود

زیرا درون شیشه و چون چرس و بنگ نیست

 

می گفت اَهلِ شور و نوائی که پند تو

چنگی به دِل نمی زندم، همچو چنگ نیست

 

پندت چو آهنی ست (جلالی) که خورده زنگ

آهنگ آن به گوش چو آهنگ زنگ نیست

 

یزد ـ ۱۳۹۰/۷/۱۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *