خامش نکند اشک دل سوخته ای را
افزون کند آه آتش اَفروخته ای را
ای واعظ بی مُتَعِّظ از آتش دوزخ
بیهوده مسوزان دل هر سوخته ای را
ای شیخ ریایی زِ مَن این نکته بیاموز
تا شاد کنی خاطر آموخته ای را
می کوش و حدیث سَرَه از ناسَرَه بگزین
آموز سپس آنچه که اندوخته ای را
از کِذب بپرهیز که تا خلق نَبندند
چشمان به دنیایِ دگر دوخته ای را
افسوس! تذکُّر ندهد سود و محال است
با آن شود آموخت نیاموخته ای را
خاموش (جلالی) که شوی ملحد و تکفیر
ای خود به کسی بیهده نفروخته ای را
***
یزد ـ ۱۳۹۰/۷/۱۷
