اَحسنت! چه شیرین دهنی! اهل کجائی
خوش لحنی و هم خوش سخنی، اهل کجائی؟
مانند تو ای سیم بدن نیست در این شهر
خوش قامت و موزون بدنی، اهل کجائی؟
رنگ لبت از لعل و عقیق است ندانم
یا آنکه تو اهل یَمَنی، اهل کجائی؟
دیریست که می گردم و تا حال ندیدم
مانند تو در شهر زَنی، اهل کجائی؟
از شهر خَتا و خُتنی ای مَه تابان
یا آنکه مرا هم وطنی، اهل کجائی؟
دل، تا که مرا دیده به رخسار تو افتاد
افتاد به چاه ذقنی، اهل کجائی؟
من اَهل دل و دیر گزین دیر پسندم
تو دزد دل و دینِ منی، اهل کجائی؟
در دام (جلالی) به تو می گوید و پُرسد
اَحسنت! چه خوش فوت و فنی، اهل کجائی؟
یزد ـ پنجشنبه ۱۳۹۰/۸/۱۲
