Menu

بی تو مهتاب شبی

بی-تو-مهتاب-شبی-..

شب است و روشنی ماه و پُشتِ بام و سکوت

من و تهاجم خیل خیال خام و سکوت

 

می دو سالهِ گلرنگ ناب و خندهِ جام

مدام لب به لب ساغر مدام* و سکوت

 

شمیمِ عطرِ فرح بخش گُل به لطف نسیم

به بوی** زلف دلارام و آن مَشام و سکوت

 

به پیشِ چشم، مصوَّر نگار و نقش جمیل

ز قدّ سرو گلندام خوش خرام و سکوت

 

به بَر نهاده یکی ساغر و سبو در پیش

به کف گرفته یکی جام، پشتِ جام و سکوت

 

به آبروی قناعت قسم، که همچو شبی

ندیده دیده که بس دیده است شام و سکوت

 

فغان ، که دسترسی نیست بر خوراک حلال

مرا و نیست به بَر، جز مِی حرام و سکوت

 

به خلوتی که بود شاهدش سبوی شراب

گرفته است (جلالی) ز باده کام و سکوت

 

***

یزد ـ ۹۰/۸/۲۱

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *