Menu

مستزاد

مستزاد

بسته اگر حلقه ی گیسوی تست

خوش نماست

 

ریخته گر بر سر و بر روی تست

باصفاست

 

برده نگاهت ز من بی قرار

اختیار

 

آن که در آیینه جادوی تست

بی حیاست

 

موی تو و روی تو چون قیر و شیر

دلپذیر

 

هر دو به هم در کف هندوی تست

این خطاست

 

پشت لب لعل تو خوی چون گلاب

در شراب

 

شبنمی از سبزه خودروی تست

بس بجاست

 

سر زده از چاک گریبان تو

آن تو

 

چشم همه خلق خدا سوی تست

دلرباست

 

مرمر ران تو نماید ز دور

چون بلور

 

شیر و شکر بر سر زانوی تست

یا که پاست

 

بسته به هم دست مرا روزگار

کج مدار

 

بند گسل همت بازوی تست

اقتضاست

 

شعر «جلالی» نبود گر نگار

پایدار

 

زو اثری هست که در کوی تست

نقش پاست

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *