Menu

کابوس

کابوس2

خُفته ام، در خواب و بیداری
چشم هایم اندکی کم سوست
سایه ای می بینم این جا
سایه ی سروی، همانندی
**
سایه ی قدّی که می بینم
پیش چشمم آشنا باشد
عین اندامی که با من بود یک چندی
**
در قفایش
گام هایم را به سویش پیش می رانم
آه ! برگرداند رویش را
نقش بسته بر لبش تصویر لبخندی
**
جرأتی دادم به خود
تا کنم باب سخن را باز
ناگه آمد از لبم بیرون صدای رعد مانندی
**
چشم هایم باز و شد روشن
سایه گم شد
دیدم اندر بسترِ خود
خفته ام تنها بدون سرو دلبندی

جمعه ۱۳۸۵/۸/۲۶

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *