Menu

چیز نویسی

چیز-نویسی

این روزها عجیب!
کَفگیرِ دَخلِ من به تَهِ دیک خورده است
رِندی ز دار و دسته ی از ما قوی تران
با نیّتی که بود خریدار خامه ای
این رند دوش سر زده آمد به خانه ام
گفتا مجلّه ای بود و روزنامه ای
من آمدم که از تو که داری قلم به دست
خواهم در آن نویسی «چیزی!» چکامه ای
**
دریافتم که او
بو بُرده از مَضیقه و با وعده ی دِرَم
خواهد خرد ز مُفلِسِ درمانده ای «قلم»
گفتم گشوده ام ز تَهِ مال هر چه بود
دُکّانی و هر آن چه که خواهی در آن بُوَد
غیر از قلم که هیچ در آن نیست نفع و سود
این کارِ تازه نیک مرا سر دوانده است
**
ای آشنا ببخش که با این چنین دکّان
بَهرَم مجال «چیز!» نوشتن نمانده است .
یزد پنج شنبه ۱۳۸۶/۹/۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *